هذیانهای گم

سلام . خوشم میاد که من اهل هر چی باشم اهل سیا ست و اخبار سیاسی و این حرفها دیگه نیستم . یعنی دیگه نمی خواهم که وقتمو صرف این  قبیل حرفها کنم . اما گاه که به مردم و بقیه و تلاشهای این آدمها که دنبال یه یک عده سود جوی موقتی افتادند و جونشونو ,زندگیشون رو روی عقایدشون می گذارند دلم می سوزه . زندگی من نیز حروم شده .اما مهم نیست . اما همیشه دلم می خواد به این آدمهایی که دم از مخالفت و استبداد و ظلم تو این کشور می زنند بگم . اگه واقعا اهلش هستید شاید بی زحمتترین راه اینی باشه که به عقل من بنده خدا رسیده , که می دونم خیلی های دیگه هم بهش رسیدند اما اکثریت و اونهایی که همش شعار می دند یا بهش نرسیدند یا به علت سوء نیت نمی خواند که توده مردم بهش برسند .

خودتون خوب می دونید که اقتصاد یک کشور شاید یکی از بازوهای اصلی پایداری یک سیستم حکومتی  هست . خب کاری که مردم می تونند بکنند چیه؟ کاری که جوانها می تونند بکنند چیه؟ کاری که توده خلق می تونند بکنند چی هست؟خیلی ساده است اقتصاد کشور رو از دست دولت خارج کرد.

اقتصاد کشور یک پایه اش درآمد هاست و یک پایه اش بازار مصرف و پایه دیگرش سرمایه های مردم هست که تو سیستم های مالی ,مدیریتش دست افرادی به جز خود مردم هست. خب باید چی کار کرد؟ چند راه هست اما شاید عمدش اینها باشه :

اول باید مردم مصرف گرایی رو کم کنند . یعنی کم بخرند . یعنی بازار کالاهای مصرفی و غیر سرمایه ایی رو از رونق بیندازند .چرا که اونوقت یه ستون بازار کامل فلج می شه . بازار وقتی اشباع باشه دیگه وارد کننده عمده نمی تونه باز جنس وارد کنه ....دوم  ,مردم سرمایه هاشونو  هرچقدر کم هست بیرون از سیستم بانکی و مالی کشور نگه دارند و برای اینکه زیاد ضربه نخورند این نقدینگی ها رو به ارز تبدیل کنند . ارزهای معتبر و با ثبات . و بیرون از سیستم بانکی و مالی نگه دارند . همین دو تا کار رو بکنند . قدرت مدیریت اقتصادی کشور از دست دولت و شبه دولتی ها و باندهای بزرگ خارج می شه و دست توده مردم  میوفته .

اما کی هست که توجه کنه؟ ایران  کشوریه که کالایی که گرون می شه بیشتر خریدار پیدا می کنه. عکس همه جای دنیا . بگذریم . چند مثال ساده می نویسم خودتون شاید باز دقیق بشید بیشتر براتون مثالهایی روشن بشه. بانک میاد با سپرده مردم به یک وارد کننده کله گنده یک وام کلان می ده و اون کله گنده میاد و پارچه ارزون قیمت از چین وارد می کنه , نتیجه چی می شه یکی این که صنعت نساجی کشور نمی تونه دوام بیاره و بعد کارگرش بیکار می شه و بعد همون جنس رو ما باقیمت بیشتر از واقعیت از وارد کننده باید بخریم و مصرف کنیم . کی تو این چرخه عامل اول بوده؟ احتمالا من کارگر یا کارمند که مثلا به امید یه وام 10 میلیونی 5 میلیون پول رو 6 ماه تو بانک سپرده گذاشتم تا امتیاز یک وام نصیبم بشه. یا یه مثال ساده تر دولت به نام طرح تعویض خودرو میاد ماشین ها رو از رده خارج می کنه ما هم ذوق می کنیم می ریم پیکان مدل پایینمونو اسقاط می کنیم و در نهایت دولت با کلی منت یه وام هم به پامون می بنده و چند سال هم برده سیستم بانکی می شیم و تازه یک ماشین زیر استاندارد جهانی رو به چند برابر قیمت جهانی از خود دولت یا شرکتهای مشابه اون می خریم . باز عامل خود ماییم . .....

اصلا به من چه؟

5دی 90

/ 0 نظر / 6 بازدید