21 آذر 91

آدم نباید خودش رو فریب بدهد پس.تا میتوانیم سعی کنیم ظاهری ناخوشایند داشته باشیم . اگر بد نیستیم بد جلوه کنیم . اگر شرور نیستیم بگذار شر  حسابمان کنند . فریب رسانه ها را نمیخورم . تلاش برای جلب نظر دیگران یعنی فروختن هویت و شخصیت خود . وقتی در این دنیا بخواهی نرمال های دنیا را تقلید کنی تبدیل به مترسک میشوی . تبدیل به دلقک . نرمهای دنیای متمدن یا به قول بهتر دنیای متجدد بیشتر ادم را مسخ میکنند . نیازهای کاذب در ما ایجاد می کنند . ما را از درون تهی می کنند . حس خالی بودن به ما می دهند . حس کم داشتن . حس اینکه باید با ظواهر پر شد. با مد , با ظاهری جامعه پسند . با ظاهری خوشایند . با المانهایی که دنیای مادی و پوشالی ما , برایش ارزش قایل است . اما این دنیا دنیا نیست . تنها خود را خالی کردن از هویت درون ماست . وقتی به دنبال بازخورد مثبتی از دیگران باشی . وقتی دنبال بازخوردی از دیگران باشی که بودنت را به تو ثابت کنند تو برده دیگران هستی . و در واقع برده سرمایه داری . برده مصرف برده نرمالهای جامعه سرمایه داری. بگذار مرا بد قضاوت کنند . بگذار دیگران دیناری مرا انسان درستی حساب نکنند , تا غرور اینکه دیگران مرا ادم حساب میکنند دلخوشی زودگذری به من ندهد . بگذار آنان که دوست دارند به شیوه خود بازی کنند . تو بازی زندگی خود را بر عقایدت پیش ببر . ادمها همه در دنبال نفع شخصی خود هستند . نفعی که در واقع فریب خورده سرمایه داری هستند . من نمی گویم که دیگران این باشند . من ترجیح میدهم این باشم. حتی خانواده حتی عزیزترین کسان انسان نیز اگر به دنبال خواسته هایشان بروی خالی میشوی از خودت . بگذار خودت باشی . بگذار خودم باشم . هر چند تمام مردم شهر مرا از خود برانند بیشتر خوشحال خواهم شد . چرا که یادم می اندازند که چه هستم , که هستم , و چه دارم که خود در درون خود به آن متوسل شوم و حس انسان بودن خود را از آن بگیرم. اگر ظرفیت و تحمل این در خلاف جریان شنا کردن را ندارید , بیخیال شوید . اما اگر توانش را دارید امتحان کنید . فقط یک خدا هست و یک بنده و نه هزاران خدا به نامهای آداب و رسوم و سنت و عرف و قانون و لذتهایی که با تبلیغات رسانه ها و فیلمها و کتابها در درون ذهن ما شکل داده اند . این گریز از خویش نیست . این رهایی از بردگی در دنیایی است که ادمها همه برده سرمایه داری اند . در تمام دوران و اعصار تاریخ بوده اند کسانی که خلاف جریان حرکت کرده اند و هویت و منیت انسانی خود را شکل داده اند و خود شناسی را بهتر یافتند . خودشناسی در بازخوردهای دیگران نیست . خودشناسی در بازخوردی است که انسان خود از درون خود میگیرد . بگذار تنهایی ادم شکل رویایی باشد که تو را به مبدا خودت نزدیک میکند . بدان اگر توانستی در جمع زندگی کنی و با جمع نباشی انسانی مستقل و صاحب هویت خودت خواهی بود . بدان که جهان هیچ موجودی را برای تقلید نیافریده است . برای برده شدن نیافریده است . تمام ذرات جهان حتی در بعد ذرات بنیانی و نانو هم هر ذره هویت مستقل و مشخص خود را دارد . بگذار خود باشیم . خود شویم . بگذار دیگران هر چه میخواهند بگویند . بگذار دنیا به تمسخر و جور ناجور مرا قضاوت کند . مرا باکی نیست. تقلید همیشه سختتر از خود بودن است . در تقلید باید دلقک خوبی بود .اما در خود بودن فقط کافیست خود باشی و نه هیچ چیز دیگر . نان من و نیاز من که از مبدایی است که مرا خلق کرده است . چرا برای نیازهای کاذبی که با رسانه ها و با عواملی همچون فرهنگ و آدام ورسوم  برای من حکم واجب یافته اند خود را دونده  ایی بر روی چرخ دواری همچو موش محبوس در چرخ دوار ,تبدیل کنم , که اطرافم را پوسترهای رنگارنگی که به دید دیگران هویت هستی است بیهوده بدوم؟ و با دویدندم در این چرخ دوار حس کنم در تلاشم . گاه باید ترمز کرد و به خود و اطراف نگریست و نکته را یافت که ما همچون موشی که در دایره ایی بیهوده میدویم , تنها بازیچه شده اییم . بگذار بگویند این موجود این ادم به درد سیستم نمی خورد به درد برده بودن نمی خورد . بگذار خود را به مردن بزنیم تا از دست زندگیی که تصویرش را باهزاران پوستر و فیلم و تبلیغ و رنگ و لعاب جذاب جلوه میدهند, نجات بیابیم  و شاید اگر خواست خالق بود خود را در درون خویش بیاییم . وگر نه برده بودن در سیستم سرمایه داری هنر نیست . هرچند تعریف و تمجیدهای رنگارنگ, مدارک و عناوین خوش آهنگ و بازخوردهایی که به ظاهر ما را ارزش میدهند , به ما ارزش می دهند . اما ارزش من و ما بیش از این تکرارهای بی معناست .... حرف بسیار است . اندیشه ها کوتاه و چشمها را کور کردند ...بگذریم. خوش باشید ادمها در دنیای رنگارنگ خویش ....

22 آذر 1391

/ 5 نظر / 6 بازدید
هادی صداقت

با این دو سه نادان که چنین پندارند از جهل که دانای جهان ایشانند خرباش که این جماعت از فرط خری هر کو نه خر است کافرش می خوانند[گل]منسوب به خیام[گل]

هادی صداقت

گه ملحد و گه دهری و کافر باشد گه دشمن خلق و فتنه پرور باشد باید بکشد عذاب تنهایی را مردی که ز عصر خود فراتر باشد شفیعی کدکنی

زندگي با خونسردي و بي اعتنايي، صورتك هركسي را به خودش ظاهر مي سازد، گويا هركسي چندين صورتك با خودش دارد؛ بعضي ها فقط يكي از اين صورتك ها را دايما استعمال مي كنند كه طبيعتا چرك مي شود و چين و چروك مي خورد. اين دسته، صرفه جو هستند؛ دسته ي ديگر، صورتك هاي خودشان را براي زاد و رود خودشان نگه مي دارند و بعضي ديگر، پيوسته صورت شان را تغيير مي دهند ولي همين كه پا به سن گذاشتند، مي فهمند كه اين آخرين صورتك آن ها بوده و به زودي مستعمل و خراب مي شود، آن وقت صورت حقيقي آن ها از پشت صورتك آخري بيرون مي آيد.

هادی صداقت

یلدا مبارک عمرتان یلدایی شاد در ضمن متن قبلی از اثر صورتکهای صادق هدایت هستش شاد باشین

هادی صداقت

زمستان است سلامت را نمیخواهند پاسخ گفت سرها در گریبان است هوا بس ناجوانمردانه سرد است زمستانتان زیبا با آرزوی بارش برف شادی بر کلبه زندگیتان