قالب گیری شدیم برای ........

به ما یاد دادند انسان موجود اجتماعی است .به ما یاد دادند آدمها به هم نیاز دارند .به ما خیلی چیزهای دیگه هم یاد دادند ...با آموزش وپرورش , با رسانه ها , با کتابها, با فیلمها , با عقاید و رسوم و سننی که تو مخ ما فرو کردند . ما را قالب گیری کردند . عین گوسفنهایی که تو یک گله هستند و برای اینکه تلفات گوسفندها کم نشود به بهداشت و واکسینه کردن و سلامت آنها اهمیت میدهند . سیستم بهداشت و درمان رو تو جامعه ساختند . برای اینکه افکار و ذهن  ما رو شکل بدهند سیستم های آموزشی و تربیتی شکل گرفت .حالا یا سنتی و از طریق خانواده , یا مدرن و از طریق مدرسه و کتاب و رسانه ها. و...خداییش ادم وقتی فکر میکنه, میبینه هدف چی بوده؟..اگه هدف تعالی انسان بوده که گند زدند چرا که امارها و ارقام و جنگها و کینه ها و نفرت و کشتارها و خود را برتر دیدن ها و ... خیلی چیزهای دیگه نشان میدهد که هدف از این کارها تعالی ادم , شناخت خود و رشد انسان در جهت تکامل نبوده. بلکه فقط سیستم های سرمایه داری ما را فقط به چشم ابزارهای لازم , مثل برده ها , نگاه میکردند . برده هایی که باید کار کنند سود دهی داشته باشند و در این بین مصرف کننده باشند تا مزدی هم که از کار نصیبشان میشود باز خرج بشود و باز نیاز به کار کردن در سیستم های سرمایه داری باشد . تو هر کشوری تو هر دوره ایی هزار توجیه و تفصیل دادند این حرفها رو. مبادا کسی شک کنه . مبادا برده ایی نخواهد . این حرفها رو خیلی ها گفتند و نوشتند و بیان کردند . اما چقدر روی آدمها اثر گذاشته؟ شاید بگید خب پس این امکانات و وسایل رفاهی چیه؟ اینها برای راضی نگه داشتن توده است. توده هایی که فقط ابزار سرمایه داری اند . اینها مثل شکلاتی می ماند که به یک کودک بدهی تا اسلحه ایی را که در دست دارد از او بگیری . چرا که میترسند روزی آن کودک بفهمد که چه  دارد و چه کارهایی که میتواند با پتانسیل های بالقوه خودش انجام دهد. نظام های سرمایه داری همه چیز ما را شکل میدهند . نیازها را , افکار را, نوع حتی عادات روزانه ما را .شاید بگویید خب اینها در یک اجتماع باید وجود داشته باشد . اما فقط تصور کنید اگر تنها به جای این مدل شکل دادن توده ها , فقط ده درصد ادمها روی زمین طوری تربیت میشدند که خلاقیت , بینش باز , شناخت جهان بدون غرض و منظور خاص , به انها اموخته میشد , چقدر دنیای ما الان فرق داشت؟ فقط کافیست نگاهیی انسان به دنیای تمام دانشمندان و مخترعین وهنرمندان و فلاسفه و متفکرینی و ادمهای دینی و انبیا انداخت , میبینید اکثرا خارج از چهارچوبهای قالب و رایج اجتماعی که در آن بزرگ شده بودند هویت و فردیتشان شکل گرفته است.و هنوز به نوعی این دنیا با سرمایه داری کنترل میشود و ادمها را با هویتی که به درد سیستمهای آنها بخورد تحویل جامعه میدهند. حتی از آنها که متفاوت بودند و تغییرات  در عقاید و افکار و علم و فرهنگ و هنر نیز ایجاد کردند نیز در جهت منافع خودشان استفاده میکنند و بسیاری از زوایای حقیقت تاریخ را گم می کنند تا دست حتی کودکی کنجکاو نیز به آن نرسد .....

بیخیال .ما را چه به این حرفها؟

8 بهمن 91

/ 24 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هادی صداقت

هزاران سال با حیرت نشستم به خود پیوستم و از خود گسستم دریغا حاصل عمرم سه حرف است تراشیدم پرستیدم شکستم

هادی صداقت

توی بهت جاده ها هر جا که دیدنی نیست چشامو میبندم و جاش یه رویا میذارم

هادی صداقت

ابریق می مرا شکستی ربی بر من در عیش را ببستی ربی من می خورم و تو میکنی بد مستی خاکم به دهن مگر تو مستی ربی؟!

هادی صداقت

جامیست که عقل آفرین میزندش صد بوسه ز مهر بر جبین میزندش این کوزه گر دهر چنین جام لطیف میسازد و باز بر زمین میزندش

هادی صداقت

دانی که سپیده دم خروس سحری هر لحظه همی چرا کند نوحه گری؟ یعنی که نمودند در آیینه صبح کز عمر شبی گذشت و تو بی خبری

هادی صداقت

ای دل به هرزه دانش و عمرت به باد رفت صد مایه داشتی و نکردی کفایتی

هادی صداقت

ای سرو پای بسته به آزادگی نناز آزاده من که از همه عالم بریده م

هادی صداقت

نباید بست اندر چیز و کس دل که دل کندن بسی کاریست مشکل

هادی صداقت

پیش ما سوختگان مسجد و میخانه یکیست حرم و دیر یکی سبحه و پیمانه یکیست اینهمه جهل و جدل حاصل کوته نظریست گر نظر پاک کنی کعبه و بتخانه یکیست

هادی صداقت

گویند خدا همیشه با ماست ای غم , نکند خدا تو باشی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!