حالم خوش نیست

کهنه شراب و مستی

بی خود و خود  زهستی

من چه کسم

همه غبار هستی

مست نیم

که هشیار بدم ز اول

هوش مرا گرفت این جهان و هستی

غرق شدم به نکبت دو گیتی

گم نشدم درون جام پستی

جان مرا گرفت این وجود خاکی

خاک مرا بخواند به پستی

گر چه چرند بافم و حرف مفت میزنم زیاد 

لیک مگو: تو که هستی.

21 مرداد 91

/ 1 نظر / 11 بازدید
fatemhe

روزگــــار دیگــه غریـــب نیستــــــ کثیـــفه کثیـــف